یه عصر تاریک پاییز 95 بود. کلاس درس تموم شده بود و تازه از دانشکده اومده بودیم بیرون. تو مقطع ما(دکتری اقتصاد) کلا 5 نفر پذیرش شده بودن که الان یکیمون به رحمت خدا رفته. طرف از بس غصه جمع کردن پایان نامه و مقاله و طرح سربازی و ... رو خورد سکته مغزی کرد. اوایل برام عجیب بود. ولی الان که درگیر این مسائل هستم میفهمم چه فشاری روش بوده و کاملا برام قابل درکه. بگذریم.... اون روز هر 5 نفرمون زده بودیم بیرون و داشتیم از شرایط پولی کشور صحبت میکردیم. حرف از این بود که با خصوصی شدن بانکها از سال 80 و ریشه گرفتن این نوع بانکداری، کار به جایی رسیده که بانکها برای جمع کردن پول سطح جامعه با همدیگه به یه رقابت تو نرخ سود افتادن. این که سکان خلق پول از دست بانک مرکزی خارج شده و برخلاف نظریه سنتی اقتصاد پولی، الان بانکهای خصوصی با شارژ حسابها و مجبور کردن بانک مرکزی به وام دادن، خلق پول میکنن. گفتم اگه سال 91 رو سال تعدیل تورم و نقدینگی و یه جورایی سال ریفرش شدن اقتصاد بدونیم سالی 20 الی 30% نقدینگی زیاد شده ولی تورم نمیبینیم. اون موقع حرف از اصلاح بانکها و این که بانکهان که این وضعیتو به وجود اووردن خیلی مطرح بود. یکی میگفت بانکها ربوی هستن، یکی میگفت تراز نامه بانکها باید اصلاح بشه، یکی میگفت بانکها باید شفاف بشن، یکی میگفت بانکها نباید بنگاه داری بکنن، یکی میگفت بانکها باید ادغام بشن، یکی میگفت باید ورشکست بشن، یکی میگفت نباید دست زد و باید همین طوری ادامه بدن و نمیشه و خلاصه هرکی یه تزی میداد. هر روز خبر از خطر ورشکستگی 3-4 تا بانک و کلی موسسات اعتباری و جمع شدن مردم جلو در فلان شعبه با گوجه و تخم مرغ و حیا کن رها کن پخش میشد. خلاصه که نتیجه گرفتم یه 100% رشد قطعی تو قیمتها خواهیم داشت. یکی که تو مجلس و بانک مرکزی تحقیقات براشون انجام میداد برگشت گفت تقریبا 50% دارایی بانکها رو خوردن بردن و دارایی سوخت شده محسوب میشه و تقریبا بانکها قابلیت اصلاح ندارن. اون روز بود که اون رفیقمون با ترس گفت پس با این حساب از اصلاح بانکها خبری نیست و یه تورم کلفت داریم. گفتم اره همه چی 2 برابر میشه. گفتش بیبین... اگه قطار تورم راه بیوفته 2 برابر چیه؟ دیگه میییییره. خیلی برام قابل درک نبود. چون سال 90-91 رو دیده بودم که همه چی سوبل شد ولی بالاخره کنترل شد. ولی الان متوجه شدم منظور رفیقمون چی بود. شایدم منظورش این نبود ولی به نکته درستی اشاره کرد.
با اومدن روحانی برجام امضا شد و نفت میفروختیم و دلار نفتی مثل افیونی در رگهای اقتصاد مریضمون جریان میوفتاد و این جنازه بالاخره بلند میشد و راه میرفت... ولی الان این معتاد بدجوری خماره خماره و اصغر هروئین فروش هم باهامون لج کرده. به خاطر همینه که تورم فعلا میییره و ما کاری نمیتونیم بکنیم.
برچسب:
نویسنده: مینا صالحپور