تیم فوتبال وقتی ضعیف باشه و حریف قوی تر باشه یه دفاع اتوبوسی میچینه و تمام تمرکزشو میزاره که مهاجمی رد نشه و گلی خورده نشه. یه امید اندکم هست که تو ضد حمله با یه شانس خوب یه اتفاقی بیوفته و ابر و باد دست به دست هم بدنو گلی هم زده بشه. این داستان تا وقتی اینطوریه که گل اول خورده نشه. وقتی فقط 1 مهاجم و یه توپ رد بشه و گل اول خورده بشه، تمام سناریو خراب میشه و سقف خوشبینی ها یه جا خراب میشه. تیم جلو میکشه و به دلیل ضعف در توانایی و ضعف در روحیه و ساختار ترکیده، چند تا گل پشت سر هم خورده میشه و نتیجه مفتضحانه میشه.
به نظرم داستان امروز سیستم اینه. یه عمر تلاش میشد که نه رهبری پرورده بشه و مخالفان رهبر نداشته باشن. هر کسی رو بسته به پتانسیلش یا از چشم انداختن یا خرابش کردن یا اگه نمیشد حصر و ... تا حدودی هم موفق بودن. ولی الان یکی از این ساختار دفاعی رد شده و مردم از سر استیصال و ناچاری و چون کس دیگری نیست بهش رو آوردن. خارجیه هم میبینه که کس دیگه ای نیست با این که خیلی مردده ولی تا حدودی داره یواش یواش قبولش میکنه. به هر حال یکی از خط دفاعی رد شده و این سناریو دفاع اتوبوسی شکست خورده. این قضیه با این روندی که داره پیش میره به زودی به یه شکست سخت برای سیستم تبدیل میشه. گل ها یکی پس از دیگری خورده میشه...
برچسب:
نویسنده: مینا صالحپور