خرید بک لینک

یادداشتهای من

جایی رو لازم دارم که چیزایی که دلم میخادو بنویسم. یواش یواش

بررسی یک قمار بزرگ از منظر دینی

چه جرئتی میخاد اینکه انسانی، یه انسان دیگه رو عمدی به قتل برسونه. یه تفنگ بزار رو سرشو، تق... از این بابت میگم که قتل احتمالا بعد از شرک که گناهیه که پیروان یه مکتب غیر الهی ولی منتصب به خدا انجام میدن و دنباله رو کسی یا چیزی میشن که خودشو خدا یا جانشین خدا میدونه مرتکب میشن و حرفها و اوامر اون رو مثل اوامر خدا تبعیت میکنن. و مثلا به دستور اون کشتار میکنن و آدم میکشن... و یا گناهی چون افترای به خدا مثل کسی که خودشو خدا و یا نماینده خودخوانده خدا میدونه و مثلا دستور به کشتار و قتل میده، از این 2 گناه بگذریم، قتل بعد این دو بزرگترین گناه محسوب میشه و راه برگشتی هم نداره چون آدم مقتول دیگه زنده نمیشه. آبیه که میره و به جوی باز نمیگرده. اون آدمی که میمیره شاید مثلا در آینده زندگیش یه کار بزرگی میکرد که به بشریت خدمت میکرد، یا اگه به گناهی مبتلا بوده، توبه میکرد و آخرت بهتری رو برای خودش میساخت. به همین خاطر قاتل فرصت خوبی های اون آدم و حتی توبه رو هم از مقتول گرفته. زندگی اعضای خانواده مقتول رو برای همیشه تغییر میده. خانواده مقتول فقیر میشه، بچه هاش به مشکل روانی مبتلا میشن. الان در روانکاوی مهمترین دلیل این که یه پسر همجنسگرا مخصوصلا از نوع مفعولش میشه میگن به خاطر نبود پدره. این که پسر قدرت پدر رو بالا سرش نداشته باشه و نتونه با پدرش ارتباط موثر داشته باشه و مراحل رشد و حل شدن عقده ها رو طی نکرده و قاتل یه جورایی آینده پسر مقتولو نابود کرده. هر کونی که پسر میده گناهش به گردن قاتله. اون پسر اگه عقده ای بشه و در آینده عقده هاشو سر اطرافیان خودش یا جامعه ای که روشون میتونه موثر باشه خالی کنه تمام بدی ها به گردن قاتل هم هست. اگه دختر طرف زن طرف تو سختی مالی باشن به فساد بیوفتن تقصیر قاتله.

خلاصه که این که آدم یه نفری رو به عمد میکشه به نظرم 1% هم شک کنه این قتل ناحقه، باید دستش بلرزه و اصولا اگه انسانی نگران آخرتش هست، نباید وارد مهلکه ای بشه که توش کشت و کشتار هستش و باید اجازه بده دیگران قتل انجام بدن و خودشو از وبالش نجات بده. درواقع کشتار و ارتکاب به قتل نیاز داره اول تو زندگی شخصی یه تقوای کامل باشه تا بتونه حق رو ببینه. یه جورایی معصوم باشه. باید حضرت علی بود تا بفهمه که این قتل به جاست یا نه. یا باید کسی که میخاد کشته بشه به وضوح تمام واجب القتل باشه، مثل کسی که به ناحق آدم دیگه ای رو کشته، یا به کشور یا خونه طرف حمله کرده و میخاد آدم بکشه مثل نیروهای صدام. اینایی که به راحتی رهگذر، عابر و یا معترض که به وضع کشور اعتراض دارن، قدرت خریدشون کم شده و اومدن بیرون رو کشتار میکنن رو اصلا درک نمیکنم... ای کاش لا اقل برای دنیای خودشون کشتار میکردن. آدم باید باید سوپر احمق باشه که به خاطر دنیای دیگران، به خاطر اینکه بالاسریاش سر قدرت باشن و بخورن و ببرن و بپوشن و بکنن و زندگی خوبی داشته باشن، آخرت خودشو نابود کنه...

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 15:35

صفحه بندی