تا الان فکر میکردم این که ما مردم صف نشینی داریم مختص ایرانه و تاریخ و فرهنگ کشورمو مقصر میدونستم. الان با دیدن غارت فروشگاه ها توسط بلاد طاغوت و از ما بهترون و حتی صف بستن دم در اسلحه فروشیها متوجه شدم اصولا رفتار صف نشینی محصول بحران و شرایط سختیه که سیستم به ما تحمیل میکنه و رفتار انسانها در مواقعی که کارد به استخوان میرسه تقریبا یکیه. البته نکته اینجاست که سیستم ایران نرمالش بحرانه و همیشه تو برهه حساس کنونی جوریه که مردم تند تند با شرایط صف نشینی و سریع بخور والا همینم گیرت نمیاد مواجه میکنه ولی اون وریه هر 100 سال یه بار این اتفاق براش میوفته.
حسم مث اون شاگرد تنبلی میمونه که از این که بعد از 100 بار پسگردنی خوردن بالاخره آقا معلم(آخدا) یه پس گردنی هم به شاگرد زرنگه زده... دلم خنک شده
دیگه تاریخ و فرهنگ کشورمو مقصر نمیدونم. بلکه عوامل بنیادی تری که باعث شده سیستم ما هیچوقت درست نشه رو مقصر میدونم.
این که این رفتار مردم جهان رو میبینم میفهمم که واقعا اگه غربیا جای ما بودن گوشت همو هم میخوردن و یک روزم توانایی زندگی مثل مار رو ندارن.البته دو تا احتمال رو هم میشه مطرح کرد. یکی این که ما هم به مرور اینطور شدیم و نمیشه گفت از اول اینطوری پوست کلفت بودیم. و دوم بر خلاف دیدگاه اول اینه که ما از اول از قدیم همین طوری بودیم و عادت داریم ولی غربیه حداقل 50 سال تو رفاه بوده و این جور بحران ها براش غریبه...
اعتقاد دارم دنیا عادلانس و نوعی از عدالت توش جاریه ولی نه اون عدالتی که ما فکر میکنیم عدالته. عدالت خدا با تصوری که م از عدالت داریم فرق میکنه.
چیزی هم جز شکر نمیتونیم بگیم. خدایا شکرت.

برچسب:
نویسنده: مینا صالحپور