شنبه شب میان دوره سربازیه
به شدت احساس تنهایی میکنم. احساس میکنم خودمم و خودم. خدا هم زیاد دوستم نداره.
ساعت سه و ربع بامداده و در حالی که روزهای قبل هم خوب نخوابیدم ولی اصلا خوابم نمیاد.
یه سوت سنگین و صدای تیک تاک ساعت تو گوشمه و کمی گشنمه. این موزیک تو گوشم هی پلی میشه.
به رحمانیت، رحیمیت و نداشتن عدالت خدا و نمایشنامه دنیا و نقش سیاهی لشگری خودم فکر میکنم.
سردمه.
برچسب:
نویسنده: مینا صالحپور