خرید بک لینک
10 نفر از 10 کشور جهان میان سر امتحانی که سوالش مشخص نیست و همه تلاش میکنن تا سوالو پیدا کنن ولی میزنن جاده خاکی، یعنی فکر میکنن امتحان یعنی اینکه یه جوری همدیگرو حذف کنن. آخرش وقت امتحان تموم میشه و چراغا روشن میشه و معلوم میشه سوال امتحان چی بوده و اونی که همرو حذف کرده میبازه و اونی که از همه اخلاقی تر بوده برنده میشه.

هدف کارگردان از ساخت این فیلم این بوده که هر ملیت جهان رو در قالب یه فرد استعاری تصویر کنه چینی روسی خاورمیانه ای اروپای افریقایی و ... رقابت تنگاتنگ ملتها و کشورها رو تو اقتصاد(هدف امتحان کسب شغل خیلی خوبه) نشون بده. جالب اینه که برنده این مسابقه میشه قائم مقام و احتمالا بعدا مدیر بزرگترین و حیاتی ترین کشور جهان. یه جورایی رئیس کل جهان و من اسمشو میزارم خلیفه الله.

امتحانه و اون اتاقم استعاره از دنیای ماست. دنیایی که یه شمارش معکوس داره رو به پایان و خدایی که پشت آینه وایساده و داره تماشا میکنه و کار خاصی نمیکنه.

اول اینو بگم که اتاقی که این فیلم تصویر کشیده هوشمنده و بشر میتونه باهاش ارتباط برقرار کنه و ازش استفاده بکنه جهت پیشبرد اهدافش. میتونست اینطوری نباشه و یه اتاق عادی باشه ولی نیست. مثلا وقتی بگی چراغا خاموش، خاموش میشه یا میشه آبپاشاشو فعال کرد. عین همین دنیا که بشر میتونه حالا با علم تجربه یا هر چی که اسمشو میزاریم از ظرفیت های اون استفاده کنه و یه کارهایی توش بکنه. میتونست اینطوری نباشه. میتونست این دنیا ظرفیت خیلی چیزا رو نداشت. یا مثلا اون پلیشه که اسلحه داره. معلومه که طراح این اتاق و امتحان اسلحه رو گذاشته تو جیب پلیشه و گذاشته تو اتاق که امکان شلیک و کشتن تو اتاق فراهم باشه. عین همین دنیا که بشر امکان کشتن کس دیگه ای رو داره. میتونست خداوند جهان رو طوری طراحی کرده باشه که توش امکان قتل وجود نداشته باشه. ولی هست...

این فیلم نشون میده این کشمکشها برای اول شدن و تنها باقی موندن به خونریزی و قتل هم منتهی میشه. مثل فیلم خون بپا خواهد شد اون شخصیتی هم خونش ریخته میشه که نماینده دینه صلیب گردنشه. بیچاره ما ملت ایران که تو این جهان مثلا صلیب گردن ماست... قتل هست بالاخره، مثل همه بکش بکش هایی که تو جهان شاهدشیم و دیالوگ جالب مسئول امتحان آخر فیلم که میگه چه چیزی باعث شده فکر کنی اون مرده؟ یعنی این که درسته امکان کشتن و شرارت هست ولی واقعی نیست فوقش طرف میمیره ولی واقعا نمیمیره. روحش زندس و ادامه حیات میده... انگار مثلا تو این دنیا این همه آدم میمیرن آیا واقعا میمیرن؟ یا زندگیشون یه جور دیگه شاید کاملتر تازه شروع میشه؟ اینو بعد از مرگمون متوجه میشیم... خلاصه اون زن روس که با عطوفتی که نشون داد و باعث شد جان شریر ترین آدم اون اتاق حفظ بشه برنده نهایی بازی میشه. جالبه که مثل دیگر فیلمها روسها رو عوضی داستان نشون نمیدن بلکه رستگار نشون میدن در حالی که در دنیای واقعی روسیه کشوریه که اونم دنبال حداکثر کردن قدرت و ثروته و تم دینی نداره ... به هر حال به نظرم اینجاش مسخره بود. از طرف دیگه نکته جالب فیلم اینه که دنیا زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنیم به پایان میرسه و روسیاهی میمونه رو ذغال و ظالم آخر سر پشیمون میشه وقتی چراغا روشن میشه یا به عبارتی وقتی قیامت میشه(اقدام به خودکشی شخصیت شریر همون پشیمونیه یا لیتنی کنت ترابا...). تصاویر قشنگی که این بخش داریم آدمیه که با ما تحت پاره و صورت خون آلود و دستان آلوده به خون و حالت درب داغون همرو له کرده و اول شده وایساده ادعای ارث و میراث میکنه و از طرف دیگه یه هو چراغ روشن میشه و خدا با حالتی مطمئن و دست به سینه پشت آینه ظاهر میشه...

نهایتا به نظر من پیام کارگردان یه مقدار تم دینی که مدعیان دین به گند کشیدنش که نه بلکه تم اخلاقی داره و میخاد بگه اول شدن(اون چیزی که امریکای امروز دنبال میکنه) هدف دنیا نیست بلکه همکاری برای یافتن سوال(هدف خلقت) و زندگی اخلاقی همراه با کمک به دیگر کشور ها و آدمها منجر به سعادت میشه.

در ضمن اون سوال امتحان واقعا مسخره ترین بخش فیلم بود و منو یاد حالات و افکار دوره دبیرستانم(کودکی) انداخت. سوال دیگه ای ندارید؟ نه... آخه اینم شد سوال جواب؟ فیلم خیلی قوی نبود و میتونست این ایده خیلی بهتر ساخته بشه چون ایده قویه ولی پرورش ایده و ساختش نه چندان...

پ.ن1: سوره عنکبوت درباره این امتحان توضیحات بیشتری رو میده.

پ.ن 2: یه داستان از یکی از کتابهای ارزشی درباره جنگ که به فیلم مرتبطه: بچه های ما خلبان اسیر عراقی را سوار ماشین کردند، بردند قم، محلی که بمب هایش را ریخته بود. به او گفته بودند: «تو که فکر می کنی انقدر شجاعی و مردانگی داری، بفرما، ببین چه کار کردی! تو داری توی عراق زندگی می کنی. آیا خلبان های ما یک دفعه آمدند شهر تو را بزنند؟ آمدند در دهات تو بمب بیاندازند؟ خودت هم میدانی می توانند، ولی نمی زنند. خلبان های ما نفتکش شما را، پالایشگاه شما را، پادگان شما را، هواپیمای شما را می زنند، ولی نمی آید بمبش را سرزن و بچه ی شما خالی کند. تو خجالت نمی کشی؟ ببین چند نفر را کشتی! چقدر نفر را بیچاره کردی!» می گفت: «خلبان وقتی برخورد ما را دید، این که به خاطر فاجعه ای که به بار آورده، نکشتیمش، برگشت گفت:
«میشه اون کلتتو به من بدی، من بزنم خودمو بکشم! من نمی دونستم این کارا رو کردم !»

به نظرم اون دنیا تک تک مارو میبرن جاهایی که بمب ریختیمو خبر نداریم چی شده رو نشونمون میدن. از منو شما به عنوان بی اثر ترین آدمهای دنیا بگییییییر تا ترامپ به عنوان قدرتمند ترین فرد جهان

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 3 دی 1397 ساعت: 19:15

صفحه بندی