دلم میخاد تو یه روز گرم و تابستونی وقتی که همه سر کارن و جاده ها خلوته خلوته و آسمون آبیه و فقط چند تا لکه ابر سفید توشه، با ماشین برم به سمت دریا. تو ساحل گرمش یه سایه بون بزنم، 5 متر مونده به دریا رو شن های داغ دراز بکشم و در حالی که نسیم بسیار ملایمی میاد و بچه روم شن میریزه تا به غیر کله دفن بشم، چشمامو ببندمو یک ساعت به صدای موج دریا گوش کنم.

برچسب:
نویسنده: مینا صالحپور